این وبلاگ فقط برای شادی شما عزیزان میباشد. پیامک های روز زن و روز مردووو همون موقع ها میذارم که جذاب باشه. امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه.

مادر زیبای من دوستت دارم.
مادر تویی تمام زندگیم
مادرتویی تمام امیدم
مادرتویی نور دو عینم
مادر تویی تمام هستی و نیستی من
مادر تو نباشی من هم نخواهم بود.
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
رشتیه با خانمش دعواش میشه دست بچه هاش رو می گیره قهر می کنه خانمش میگه با من دعوا داری بچه های مردم رو کجا می بری
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
- رمضان آمد و روان بگذشت ………. . بود ماهي به يک زمان بگذشت
شب قدري به عارفان بنمود .......... . اين معاني از آن بيان بگذشت
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات عید سعید فطر را تبریک عرض می نماییم. " عید سعید فطر مبارک "
عید رمضان آمد وماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت 
دیدار نگار عاشقان می خواهم
وصل گل نرگس از خدا میخواهم . عید شما مبارک 
عید سعید فطر بر شما پاک فطرتان خدا جوی مبارکباد.
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صدحیف ازاین بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده می شود
جمعه و روزه و افطار، دلم می سوزد
آه از این دوری دلدار، دلم می سوزد
رمضان است و سر خوان خدا، یار کجاست
آه از این درد دل آزار، دلم می سوزد
وعده ديدار نزديک است ياران مژده باد
روز وصلش ميرسد، ايام هجران ميرود 
مهدي جان!
سئوالي ساده دارم از حضورت
من آيا زنده ام وقت ظهورت
اگر که آمدي من رفته بودم
اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم کن دوباره جان بگيرم
بيايم در رکاب تو بميرم 
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات
بر جان و دل صبور مهدي صلوات
تا امر فرج شود مهيا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدي صلوات 
آقا بيا به خاطر باران ظهور کن
ما را از اين هواي سراسيمه دور کن
وقتي براي بدرقه عشق مي روي
از کوچه هاي خسته ما هم عبور کن 
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد 
یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه؛ ولی
برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی 
سالروز ولادت با سعادت فرخ لقای نگارخانه عاشورا
حضرت علی اکبر(علیه السلام) خجسته باد
حیدر ثانی بیامد یا نبی رخ می نماید
اکبر زیبای لیلا پرده از چهره گشاید
روی او روی محمد، بوی او بوی محمد
خلق او خلق عظیم و خوی او خوی محمد
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.
خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
بنگر رخ زیبای علی اکبر را
در منطق و خلق و خوی او می بینی
با دیده ی جان محمدی دیگر را
میلاد شبیه ترین آینه ی پیغمبری مبارک باد.
اکبر که گل حمیده فاطمه است
نور دل نور دیده فاطمه است
هر چند که از گلشن لیلا باشد
او لاله پروریده فاطمه است
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.
از دامان لیلا گلى بر آمد
شبیه حضرت پیغمبر آمد
نور دل زینب اطهرآمد
لشکر کربلا را افسر آمد
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.
ای نور خاندان نبوت جمال تو
ای فخر دودمان امامت کمال تو
ای اشبه تمام خلایق بخلق و خلق
بر خاتم نبوت و حسن خصال تو
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.
این سرو قد باغ جنان است، مهِ افلاک
این جان حسین است و نبی، لؤلو لولاک
این دلبر زهرا بود و زاده لیلاست
دارد ز محمد نسب و منطق و ادراک
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد
اشقان را دلبری هست بی مثال
جمله اند شیدای آن حسن و کمال
عالمی دلخواه وصلش، کیست او
این بود آل محمد اکبر نیکو خصال
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد
ز فرزند امیرالمؤمنین و زادهْ زهرا
شبیه روی بیغمبر ، علی اکبر آورده
به شام یازده ْشعبان عیان شد آن مه تابان
خرد گفتا حسین از ماه گردون بهتر آورده
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد
امروز که روز بعثت احمد باشد
مشمول همه عطای سرمد باشد
یا رب چه شود طلوع فجر فردا
صبح فرج آل محمد باشد
حق معرفتی به هر نگاهم داده
در حلقه عشق خویش راهم داده
اینها همه علتش یک چیز است
ایرانی ام و رضا ع پناهم داده
تا خدا بنده نواز است
به خلقش چه نیاز است
دردانه کعــبه چون به امکان آمد
کار همه شیعیان به سامان آمد
خورشید ولایت از افق طالع شد
بر پیکر بی جان جـهان جان آمد
امشب که بین خلق لیل الرغائب است
دانی چه چیز آرزوی قلب صاحب است
ای کاش روز جمعه که از راه می رسد
دیگر کسی نگوید ارباب غائب است
بازم میذارم
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
یک روز یک قزوینی میره خونه یک پولداره برای دزدی و 200 میلیون از یه قزوینی پرسیدند وصیتت چیه ؟ قزوینیه گفت : جنازه ام رو بسوزانید و با خاکسترش پودر بچه درست کنید دروازه ورودی قزوین نوشتن : خوش آمدید . دروازه خروجی نوشتن : خوشتون اومد؟؟ یکروز یه قزوینی یه پیرمرد رو میبره مهدکودک و میگه : لطفا این پیرمرد رو برام خرد کنید امام جمعه قزوين رو برق مي گيره .. همه ي اونايي كه پشت سرش بودن ميميرن ... شنیدین که قزوینی ها میخوان برن برره عروسی کنن که شب پیش برادر زنشون بخوابن. يه روز به يه قزوينيه مي گن چرا زن نگرفتي !! مي گه: هنوز برادرزن مورد علاقه مو پيدا نكردم . قزوینیه میره قم می بینه سر در شهر نوشتن با وضو وارد شوید،میره اول شهر خودش مینویسه با رکوع وارد شوید... قزوينيا بن لادن رو دستگير ميكنن.زنگ ميزنن به جرج بوش ميگن كامران و هومن رو تحويل بده بن لادن رو بگير. يه روز شهردار قزوين تصميم گرفت كه براي جلوگيري از انحراف جنسي مردم و هدايتشون بالام جان ، خودش كه اينه ، ببين ديگه پسرش چي ميشه؟؟؟؟؟؟؟ روي در ورودي دروازه قزوين نوشته شده پشتگرمي شما مايه دلگرمي ما مي باشد. از يك قزويني ميپرسن كه جايزه بانك در قزوين چيه؟ گفت كليد يك باب مهد كودك؟؟!!! بازم میذارم
پول نقد دزدی میکنه و فرار میکنه
بعد زنگ میزنه به صابخونه و میگه بچه رو بیارین و
دویست میلیون رو ببرید








به راه طبيعي !!! ، مجسمه يه زن.... و خيلي قشنگ رو وسط ميدون شهر نصب كنه
وقتي ماموران شهرداري در حال نصب مجسمه بودن ،
گزارشگر صدا و سيما از يكي از عابرين پرسيد:
ببخشيد آقا ، نظر شما در مورد اين اقدام شهرداري چيه ؟
قزوينيه نگاهي به مجسمه انداخت و بعد در حاليكه چشماش از خوشحالي برق ميزد گفت 



برچسب:
نویسنده: ali beigi156
اصفهانیه موز می خوره پوستش میزاره تو دفتره خاطراتش
دختر اصفهانیه به دوست پسرش می گه شب بیا خونمون اگه موقعیت خوب بود
من یه سکه می اندازم پایین. شب می شه دختره یه سکه می اندازه پایین ولی
هرچقدر وامیسته میبینه پسره بالا نمیاد سرش رو از پنجره بیرون می بره و بهش
میگه چرا نمیای پسره میگه دارم دنبال سکه می گردم دختره میگه بیا بالا
بهش کش بسته بودم الان تو دستمه
بچه اصفهانیه به باباش می گه بابا املا شدم بیست باباش می گه «
پدرسگ مگه ده چه عیبی داره که اینهمه بیخودی خودکار مصرف می کنی؟
اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه
به اصفهانیه میگن شیرین تر از عسل چی خوردی؟میگه ترشی مجانی!!!
از یه اصفهانیه می پرسن وقتی سر یخچال میری چی می خوری «
گفت:کتک
اصفهانیه یه پوسته موز میبینه میشینه کنار موزه. میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه:
آخه میخوام فکر کنند من این موزو خوردم.
اصفهانی رو میخوان زجر بدند، میبندنش به تیر برق و بهش میگین: کوچه اونطرفی شام «
میدند.
یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زنه
یه روز یه مردی در اصفهان در یه خانه ای را میزنه وآب برای رفع تشنگی درخواست
میکنه دختر بچه ای دم در میاید و یک کاسه دوغ خنک به مرد میده ، وقتی مرد
تا آخر دوغ را سر میکشد به دختره میگه کوچولو شما هر که درب خانه تان را
بزنه و آب بخواهد بهش دوغ خنک میدید دختر بچه میگه نه بابا دیشب مهمان
داشتیم دوغ درست کردیم منتها سوسک افتاد توش برای همین چون
می خواستیم دور نریزیم دادیم شما خوردید ، با شنیدن این حرف مرد
عصبانی میشه و میزنه کاسه دوغ را میشکنه، آنوقت دختر داد میزنه
و میگه مامان - مامان این آقائه زد کاسه غذای سگمان رو شکست
زن اصفهانیه داشته تو حیاط خونه با بچش بازی می کرده، هی مینداختتش بالا
میگرفتتش، می گفته: این دودول چند تومنس؟! این دودول ده تومنس…این دودول صد تومنس!
درهمین حین یک جاهله داشته از اونجاها رد میشده، از تو کوچه داد میزنه: آبجی شوما
که قیمت دستتونس، بیا یک نگاه به مال ما بکن ببین چند میارزه!!!
اصفهانیه تصادف میکنه،پیاده میشه میزنه تو سرش که آخ ماشینم واخ ماشینم. یکی بهش میگه ماشینو بیخیال، دستت قطع شده درد نداری؟ اصفهانیه نیگا به دستش میندازه و میگه یا ابوالفضل ساعتم کوش؟؟ 
بازم میذارم
برچسب:
نویسنده: ali beigi156
یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن
تو اینجا چکار«می کنی؟؟ میگه من جایزشم
یه روز یه لره میره دستشوئی وقتی می یاد بیرون میبینن دهنش خونیه میپرسن
چی«شده میگه با مسواک خانواده دندونامو شستم0 
به لره میگن: ببخشید شما لرید؟ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟!
لره بعد از عمری میره مو می کاره، اسمش حج واجب درمیاد.
لره میخواسته ترتیب گاوشو بده، گاوه میگه: ما، ما! لره میگه: خفه شو، اول ما، بعد
تو!
لره بالا پشت بوم میخو ابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده
از لره می پرسن: قبله کدوم طرفه؟ میگه: کجا بهتون آدرس دادن؟ 
یه روز یه لره م ی گ و ز ه یه متر میپره هوا، میگن: چی شد؟ میگه: تو دنده
بود
به لره میگن: محبوبترین تیم فوتبالی که دوست داری چیه ؟ میگه: قربون جدش آسد
میلان
لره می خواسته غرق مناجات بشه، جلیقه نجات می پوشه
دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آسفالت کردند
لره پاهاش خواب میره، پتو روش می کشه
لره میره توی دل طبیعت، هضم می شه
لره داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد می خوردش
یه روز یه لره می افتد توی چاه میگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود
به لره میگن: سه تا فوتبالیست نام ببر. میگه: علی دایی، علی کریمی، فرار مهدوی
کیا
ره داشت میگوزید و دور خودش میدوید یه لر دیگه گفت چکار میکنی گفت
میخام گوزمو بگیرم بهش گفت واستا تا من بگیرمش واستا
از لره می پرسن،بزرگترین ریسک زندگیت چیه؟ میگه: یه روز اسهال بودم
گوزیدم..
یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد
سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل
به یه لری گفتند با جام جم جمله بساز گفت: من هر روز صبح جام جم میکنم
لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش
میپرسن: چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ
گوزی نتنِه باطلش کنه(با لهجه لری)
به لره می گن: اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت
می گیرم
ک شب تلویزیون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه:
شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلویزیون رو خاموش میکنند، میرن
میخوابن
یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه
یه لره رفت پارتی. فرداش رفیقش ازش پرسید چطور بود. لره گفت: خیلی عالی
بود . روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش گفت چی
میگفتن. لره گفت: من و انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن
اسگله رو اسگله رو ...
به لره می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم
در نهایت خفه می شدیم می مردیم
لره وقتی فهمید که نامزدش میخواد ازش جدا بشه به دختره گفت من از تو باردارم!! 
لره با نامزدش میره پیک نیک.دختره با عشوه میگه بریم لای بوته ها؟لره میگه بریم مو هم ان دارم!!!! 
برچسب:
نویسنده: ali beigi156